احمد اديب پيشاورى
30
نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )
خود را در خواب مفلوك ديده حال پرسيد ، بوقت صبح خواب خود را بدانايان ملك خود گفت كه راجه را در خواب ديدم با فرشتگان جنگ كرده شكست خورده است كومك آن بايد نمود صد سوار ديگر با سى فيل جنگى كشتند . روش اينان چنانست كه سه چهار جا زمين را ديوار ميكنند و از مردم يكيك آورده هلاك ميسازند و يكخانه در بيرون ساختهاند سردارى كه مرده باشد شكم او را شكافته پر از كافور ساخته در آنخانه مينهند و شخصى را كه بوزارتش مقرر كرده باشند با او حساب مىكند و همه را به دو ميسپارند آنمقدار سوار و فيل كه در ركاب مقرر شده و بتحويل او داده آمده خرج آنرا روشن كرده حساب نموده بدست او ميدهند و او را در آن دروازه ميدارند و زنده بدانخانه ميگذارند و درش را به سنگ محكم ميسازند و مردم آنجا دراز عمر ميباشند و گوشت فيل را بذوق تمام ميخورند . جامع هفت اقليم در آن تاريخ آورده مقاميست از اقليم ششم بحك و ساكن آنجا مردم بانمك همه سرخ موى گلندام و تمامى سروقد تذروخرام زبانى دارند نافهمانه و از دين و ايمان بيگانه و رغبت ايشان به خوردن گوشت خوك و مى باشد . همواره در قصر بلند ملوك اينان چهارصد مرد لشكرى پيوسته با يراق حاضر ميباشند و در آنجانب و شبها در پاى سريرش خواب مينمايند و با هر يكى مىباشد كنيزى جميل همراه او به آن كنيزان در حضور پادشاه مباشرت مينمايند . و ملك را نيز چهارصد جاريهء خوشگل گلاندام دلربا مىباشد و در هاى تخت را بجواهر قيمتى مكلل نمودهاند و هر پايهاش را بگوهرهائى